شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
114
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
فصل هفتم عواملى كه نهضت حسين عليه السّلام را ايجاب كرد تا اينجا علل و عوامل نهضت حسين عليه السّلام را از هنگام انعقاد نطفهء آن قدم به قدم تعقيب كرديم و به استناد و شواهد قطعى و غير قابل انكار روشن ساختيم كه چگونه قانونشكنى و تجاوز به اموال و ضرب و شتم و تبعيد مردان خدا و صحابهء گرامى پيغمبر و تسلط يافتن افراد آلوده به گناه و ستمگر بر اجتماع ، هر چند در گذشته پىريزى شده بود ، ولى در زمان عثمان صريحتر و بىپردهتر انجام گرديد . چاپلوسان و فرصتطلبان ، آنهايى كه هدفشان تنها تأمين خواستهها و هوسهاى خليفه بود ، بيت المال و پستهاى حياتى كشور را در اختيار گرفتند . معاويه كه از جانب عمر به استاندارى شامات نصب شده بود با استفاده از وضع آشفتهء كشور بيش از پيش نيرومند گرديد و قدرت اقتصادى و نظامى مهم و منظمى براى خويش به وجود آورد تا آهسته آهسته به صورت دژى نفوذناپذير در آمد . فرزند ابو سفيان كه قويترين عامل تباهى و خطرناكترين ميراث فساد حكومتهاى گذشته بود ، سخت با امير المؤمنين على عليه السّلام به پيكار برخاست و سر انجام با هزاران نيرنگ و فريبكارى توانست در جنگ صفين خود را از يك شكست حتمى و سقوط نجات بخشد و موقعيت خود را در نواحى شامات در برابر حكومت عدل على عليه السّلام محكم سازد . از آن پس همواره در صدد خرابكارى و ايجاد مشكلات در برابر حكومت على عليه السّلام بود تا هنگامى كه آن حضرت به درجهء شهادت رسيد و امام مجتبى عليه السّلام مقام خلافت را در دست گرفت . ولى در عصر آن بزرگوار هم نيرنگها و حيلهگريهاى معاويه از يك طرف و مهمتر از آن ، بىوفايى و عهدشكنيهاى سپاهيان و ياران آن حضرت از سوى ديگر كار را به جايى رساند